امام دوازدهم


روش شناسي و گونه شناسي مصادر تاريخ الحجه بحارالانوار - بخش دوم و پاياني

نتايج بررسي و ارزيابي «تاريخ الحجه» نشان داد كه علامه در روش شناسي خود از فهم متن و فهم مقصود بهره جسته و ژرف انديشانه به چينش و تحليل روايات مهدويت پرداخته است.

 

توجه به بلاغت
علامه علاوه بر معناي لغوي بر اين آگاه است كه براي رسيدن به فهم هر متن بايد اصول و قواعد زبان آن متن را كشف كرد و به آن اشراف داشت. وي در شرح احاديث بعد از معناي لغت در مواضع متعدد به قواعد صرفي و نحوي دقت دارد؛ از جمله علامه به ارجاع ضميرها كه بر معنا تاثير مي گذارد، دقت داشته  و بيان مي كند كه مرجع ضمير به چه كسي برمي گردد (مجلسي، 1403، ج 51: 326)، و يا به قواعد عربي مانند استفهام انكاري توجه دارد كه اين بر درك معنا خيلي مؤثر است. براي نمونه مي‌بينيم: شخصي خدمت امام صادق (ع) مي رسد و مي پرسد: شما صاحب ما هستيد؟ حضرت مي‌فرمايد: من صاحب شما هستم؟ آن‌گاه پشت بازوى مباركش را گرفت و فرمود: من پيرمردى سالخورده ام صاحب شما جوانى نورس است. علامه ذيل اين روايت چنين بيان مي كند: «من صاحب شما هستم» استفهام انكارى است (يعنى صاحب الامر نيستم) (همان: 280)؛ يا در روايت هاي ديگر علامه حتي نقش كلمات مانند حال را بيان مي كند (همان: 91).
روايات ائمه از فصاحت و بلاغت سرشار و به همه گونه زيبايي‌هاي لفظي و معنوي آراسته است، گونه هايي چون استعاره و كنايه… همه از موارد صنايع ادبي است (مسعودي، 1384: 101). علامه به اين صنايع هم عنايت داشته است. براي نمونه در روايت آمده است: «… الْفَرَجَ مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِكُمْ…»علامه بيان مي كنند كه انتظار فرج از زير قدم كنايه از نزديكي فرج و آساني حصول آن است؛ يعني در آن زمان ها در عين اين‌كه بايد در انتظار فرج به سر ببريد، از آمدن آن حضرت هم مأيوس نباشيد (مجلسي،1403، ج 51: 159). در نمونه هاي ديگر منظور از «اختلاف سنين» قحطي و خشكسالي است، يا اين‌كه كنايه از حوادثي است كه در آن سال ها پديد مي‌آيد (مجلسي، 1403: 112) و يا در روايتي واژه «بنو مرداس» به كار رفته است. علامه بيان مي كند اين كنايه از «بني عباس» است؛ زيرا مردي در ميان صحابه بود كه او را «عباس بن مرداس» مي گفتند (مجلسي،1421، ج21: 447).


بهره مندي تاريخي از متون ادبي (استفاده از شعر)
در برخورد با مطالعه تاريخي ما با متن مواجه هستيم. در متن مهم اين است كه بتوان از آن متن استفاده تاريخي كرد و لازم نيست الزاما خود آن متن يك متن تاريخي باشد؛ مثلا حتي از اين شعر حافظ «عشقت رسد به فرياد تا خود بسان حافظ قرآن ز بر بخواني در چهارده روايت» مي توان فهميد كه در زمان او قرائت‌هاي مختلف رواج داشته است (پاكتچي، 1391: 25). همچنين علامه اشعاري را از ديوان امام علي (ع) ذكر كرده  كه خود بر تاريخ دلالت دارد و گوياي به قدرت رسيدن حضرت مهدي (عج) و به عدل حكومت كردن وي مي‌باشد (مجلسي،1403، ج 51: 132): أَقُولُ فِي دِيوَانِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ الْمَنْسُوبِ إِلَيْهِ :
بُنَيَّ إِذَا مَا جَاشَتِ التُّرْكُ فَانْتَظِرْ
وَلَايَهَ مَهْدِيٍّ يَقُومُ فَيَعْدِلُ

وَ ذَلَّ مُلُوكُ الْأَرْضِ مِنْ آلِ هَاشِمٍ
وَ بُويِعَ مِنْهُمْ مَنْ يَلَذُّ وَ يَهْزَلُ

صَبِيٌّ مِنَ الصِّبْيَانِ لَا رَأْيَ عِنْدَهُ
وَ لَا عِنْدَهُ جِدٌّ وَ لَا هُوَ يَعْقِلُ

فَثَمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْحَقُّ مِنْكُمْ
وَ بِالْحَقِّ يَأْتِيكُمْ وَ بِالْحَقِّ يَعْمَلُ

سَمِيُّ نَبِيِّ اللَّهِ نَفْسِي فِدَاؤُهُ
فَلَا تَخْذُلُوهُ يَا بَنِيَّ وَ عَجِّلُوا

 

تشكيل خانواده حديث
احاديثي كه هم مضمون و مرتبط هستند و وجه اشتراك اصلي آن‌ها نظر داشتن به يك موضوع محوري است؛ مي‌توانند با هم تشكيل يك خانواده حديث دهند. از اين طريق مي‌توان معناي سخن معصوم را دريافت. علامه مجلسي هم در فهم احاديث از احاديث ديگر ياري گرفته كه اين همان خانواده حديث است. براي نمونه علامه روايتي كه مادر حضرت مهدي (عج) را «فرزند كنيزي سياه» معرفي كرده است با روايات وارد در اين موضوع مخالف مي‌داند (مجلسي، 1421، ج21: 162). موارد بسياري در بررسي مدت غيبت صغرا (مجلسي، 1403: 367) تاريخ ولادت (همان: 4) است كه علامه با قراردادن روايت‌هاي مختلف كنار هم به نتيجه رسيده  است.


فهم مقصود
فهم مقصود دست يافتن به معناي واژه‌ها و تركيب آن هاست كه در گرو گردآوري همه قرينه‌‌ها، اعم از قرينه‌هاي داخلي و خارجي، لفظي و مقامي و نيز توجه به احاديث متعارض است (مسعودي، 1389: 69). علامه در فهم مقصود از طريق گردآوردن قرينه هاي حديثي، مانند آيات قرآن كريم، عقل، احاديث ديگر اهل بيت:، و توجه به احاديث معارض به دنبال كشف مراد جدي و مقصود اصلي معصوم مي باشد. به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:


عنايت به ميراث حديثي پيشينيان
علامه در بحارالانوار از نظريات و ايده‌هاي عالمان و محدثان و مورخان بهره بسيار برده است و با ذكر نام آن ها ايده‌هاي آنان را بيان مي كند. براي نمونه علامه مجلسي ذيل آيه 105 سوره انبياء: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ»؛ نظر علي بن ابراهيم قمي را بيان مي كند كه «ذكر» را تمام كتاب‌هاي آسماني مي داند. بنابراين، معني آيه اين است: قبل از زبور نيز در كتاب‌هاي آسماني نوشتيم. مفسرين ديگر گفته اند: «ذكر» تورات است و نيز گفته شده كه «زبور» نوع كتاب‌هاي آسماني و «ذكر» لوح محفوظ است (مجلسي، 1421، ج21: 38).
نمونه هاي ديگر: علامه در باب دوازدهم تاريخ الحجه بحار نظريه شيخ طوسي را درباره اثبات وجود اقدس امام زمان (عج) از كتاب غيبت بيان مي كند و به بيان اشكالات و پاسخ آن ها پرداخته و نيز از سخنان سيد مرتضي در كتاب شافي درباره علت غيبت امام زمان و اين‌كه غيبت امام لطف است؛ سخن مي گويد (همان: 127 و 158). در باب چهاردهم معمرين از كمال الدين و تمام النعمه شيخ صدوق بسيار بهره برده است و پاسخ سيد مرتضي به ايراد مخالفين درباره طول عمر را بيان مي كند (مجلسي،1403، ج 51: 287). علامه براي تاييد روايي از كتاب‌هاي تاريخي مانند ابن خلكان بهره برده و بيان كرده كه به عقيده شيعه امام زمان كه امام دوازدهمين است، زنده مي باشد و شيعيان او را منتظر و قائم و مهدي مي‌نامند (همان: 21). و يا از كتاب‌هاي ديگري مانند الفصول المهمه، الدروس شهيد اول مطالبي عنوان مي كنند. (همان: 23). در نمونه اي ديگر علامه براي فهم بخشي از روايت «خَرَابُ الْبَصْرَهِ عَلَى يَدِ رَجُلٍ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ يَتْبَعُهُ الزُّنُوجُ…؛ شهر بصره به وسيله شخصي از نسل تو كه پيروان زنگيان مي باشند، خراب شود. از كتاب‌هاي تاريخي چون شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، كامل ابن اثير و مروج الذهب مسعودي بهره برده است (همان: 55 ـ 57).


مرجعيت قرآن در فهم حديث
قرآن معيار اصلي سنجش محتواي احاديث و مهم ترين مأخذ و مرجع مورد استفاده در دستيابي به فهم صحيح از روايات است. علامه مجلسي از آيات قرآن در موارد متعددي براي رسيدن به فهم صحيح از حديث استفاده مي كند. وي در بسياري از موارد آيات قرآن را شاخص فهم حديث شناسانده است. درواقع برداشت درست و صحيح از حديث را با توجه به مفاهيم آيات قرآني بيان كرده است. براي نمونه بر اساس حديثي از پيغمبر (ص) پرسيدند:
آيا شيعه از وجود قائم در مدت غيبتش، بهره مند مى شود؟ حضرت فرمود: آرى؛ به خداوندى كه مرا به پيغمبرى مبعوث گردانيده؛ آن ها از وجود او منتفع مي شوند و از نور ولايتش در طول غيبت استضائه مي كنند؛ چنان كه از آفتاب پشت ابر استفاده مي‌برند.» علامه در توضيح روايت به آيه 33 سوره انفال استناد مي كند و مي‌فرمايد: اگر آن‌ها نبودند مردم به وسيله اعمال زشت مستحق انواع عذاب الاهى بودند؛ چنان كه خداوند فرموده است: وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ … (مجلسي، 1421، ج21: 344).
علامه آياتي از قرآن (حدود 66 آيه) را كه در روايت هاي مختلف تأويل آن را به امام زمان (عج) دانسته   از كتاب هاي مختلف تفسيري در باب پنجم از تاريخ الحجه بيان كرده است كه نمونه اي از آن را مي نگريم: از كتاب تفسير قمي در ذيل آيه هشتم سوره هود: «وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى  أُمَّهٍ مَعْدُودَه….»، آمده است: «امه معدوده» اصحاب قائم آل محمد است كه سيصد و سيزده نفر مي باشد (مجلسي، 1403، ج51: 44).
علامه با توجه به اين‌كه بطون آيات در يك سطح نيستند و برخي نسبت به برخي ديگر از عمق و ژرفاي بيش‌تر برخوردارند؛ در بررسي روايات به اين امر، يعني مراتب بطون آيات و دشواري فهم آنها توجه داده است. به عنوان نمونه، در روايتي از علي (ع) معناي آيه شريفه «أن اشكر لي و لوالديك؛ اين كه از من و از پدر و مادر سپاسگزاري كني»(لقمان: 31)؛ سؤال شد. ايشان در پاسخ فرمود:
الوَالِدَانِ اللَّذَانِ أوْجَبَ اللّهُ لَهُمَا الشُّكْرَ، هُمَا اللَّذانِ وَلَدا العِلْمَ وَ وَرَّثَا الحُكْمَ…؛ مقصود از والدين كه خداوند، سپاسگزاري از آنان را لازم دانسته، كساني هستند كه دانش مي آفرينند و حكمت را به ميراث مي گذارند.
علامه مجلسي در تبيين اين روايت چنين آورده است:
…والتأويل الوارد في الخبر من أغرب التأويلات، علي تقدير صدوره عنهم (ع)، من البطون العميقه البعيده عن ظاهر اللفظ و علمه عند من صدر عنه؛ تأويلي كه در اين رواياتْ آمده، از پيچيده ترين تأويل هاست و اگر اصل صدور آن‌ها را از اهل بيت: بپذيريم، بايد آن را از جمله بطن‌هاي عميق قرآن بدانيم كه از معناي ظاهري لفظ دور بوده و آگاهي از آن نزد ائمه: است.
چنان كه پيداست، ايشان، تأويل پدر و مادر مورد اشاره در آيه شريفه را به بنيان گذاران علم و حكمت، تأويل غريب و ناآشنا دانسته و عميق بودن بطن آيه را از جهت دور بودن آن از ظاهر لفظ بر شمرده است. ايشان در جايي ديگر، تأويل چاه تعطيل شده و قصر برپا را ـ كه در آيه شريفه «وبئر معطله و قصر مشيد» (حج: 22)، آمده؛ به ترتيب، به امام خاموش و امام گويا تفسير شده است نيز، از جمله تأويل‌هاي غريب و نامأنوس دانسته است. مقصود ايشان از تأويل غريب، ژرفاي عميق باطن آيه است كه از دسترس ظاهر دور است و در روايت به آن اشاره شده است (نصيري، 1380: 3).


عقل باوري
بحارالانواركه دايره المعارف علوم نقلي شيعه است، از مسائل عقلي بيگانه نبوده و مجموعه اي از دانش معقول و منقول را در خود جاي داده است (نورالدين، 1388: 253). علامه مجلسي درآثار خود به نقل به تنهايي بسنده نكرده، بلكه ادله عقلي را نيز بيان كرده‌، براي عقل شش معني ذكر كرده است (مجلسي،1403، ج1: 99). علامه مجلسي معتقد است كه عقل بايد در ذيل وحي حركت كند و در غير از مباحث اوليه (كه در آن‌ها عقل مستقل عمل مي‌كند) در مابقي موارد عقل بايد در كنار وحي و در ذيل نور وحي حركت كرده و به فهم و تبيين آن بپردازد. علامه در جلد هفتم بحارالانوار برخي از مباني شيعه را در اعتقاد به ائمه: اثبات مي كند؛ از جمله ضرورت احتياج به امام؛ امامت با تعيين و نص؛ لزوم شناخت امام و وجوب اطاعت امام.
ايشان براي اثبات وجود امام زمان و طولاني بودن عمر ايشان از كتاب كشف الغمه اربلي علاوه بر ادله نقلي ادله عقلي را عنوان مي‌كند:
پاسخ كسي كه از راه طول زمان غيبت، منكر مهدي (عج) شده است به دو گونه است: نقلي و عقلي… (مجلسي،1421، ج21: 77).
نمونه ديگر در باب دوازهم تاريخ الحجه علامه مجلسي گفتار شيخ طوسي را در زمينه اثبات غيبت وجود اقدس امام زمان بيان مي كند و به رد عقيده كيسانيه، ناووسيه، واقفيه و رد عقائد باطل فرقه هاي گمراه درباره آن حضرت پرداخته، اشكالات را مطرح و پاسخ‌ها را بيان مي كند (همان: 127 ـ‌158) و در آخر خود علامه بيان مي كند:
به نظر ما خوب است كه پاسخ مخالفين را بدين گونه بدهيم كه لطف در صورتى شرط تكليف است كه مشتمل بر مفسده اى نباشد. درباره امام زمان (عج) هم مي‌گوييم:
ممكن است آشكار بودن حضرت براى معتقدان مشتمل بر مفسده عظيم باشد؛ به طورى كه موجب استيصال و احتياج آن ها شود و ناگفته معلوم است كه ظاهر بودن امام با اين حالت براى معتقدين به حضرتش لطف نيست» (همان: 159).


اختلاف و تعارض
اختلاف اخبار و تعارض به تنافي و ناسازگاري در مفاد و مدلول خبرها و روايات اطلاق مي شود كه خود اسباب و عوامل متعددي دارد (دلبري،1386: 35-40). اگر در سخنان معصومين: توهم تناقضي حس شود، از باب علل مختلف مي باشد؛ چنان‌كه امام علي (ع) مي‌فرمايند:
بدانيد كه سخن شاخه ها و حالت هاي گوناگوني دارد،…و كلام تحت تأثير حالت-هاي گوناگون است (مسعودي،1384: 189).
لذا اختلاف و تعارض از دانش هاي مهم حديثي است كه شناخت آن براي عالمان و دانشوران ضروري است. علامه مجلسي در ذيل روايات به اين مهم توجه داشته  و در مواردي به برطرف نمودن اين اختلاف و تعارض سعي دارد. براي نمونه علامه رواياتي از كتاب‌هاي كافي و كمال الدين بيان كرده كه تولد حضرت حجت را در سال 255 هجري بيان كرده  است: «كا، [الكافي ] وُلِدَ (ع) لِلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَهَ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ» (مجلسي، 1421، ج21: 7) و در روايت ديگر كه آن هم از كتاب كمال الدين شيخ صدوق; و غيبت شيخ طوسي; است، تولد حضرت را در سال 256 هجري بيان كرده است:
ك، [إكمال الدين ] جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ خَرَجَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ ع حِينَ قُتِلَ الزُّبَيْرِيُّ هَذَا جَزَاءُ مَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَوْلِيَائِهِ زَعَمَ أَنَّهُ يَقْتُلُنِي وَ لَيْسَ لِي عَقِبٌ فَكَيْفَ رَأَى قُدْرَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وُلِدَ لَهُ وَ سَمَّاهُ م ح م د سَنَهَ سِتٍّ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ؛ در كتاب كمال الدين از معلي بن محمد روايت نموده كه گفت: از امام حسن عسكري (ع) نقل شد كه زماني كه زُبيري به قتل رسيد حضرت فرمود: اين است پاداش كسي كه نظر رحمت حق را نسبت به اوليايش دروغ دانست و گفته بود مرا خواهد كشت و فرزندي نخواهم داشت كه جانشين من باشد؛ ولي او ديد كه خود كشته گشت و خداوند فرزندي به نام (م‌ح‌م‌د) در سال 256 هجري به من عطا كرد. (همان).
علامه بين اين دو گونه روايت چنين رفع تعارض مي كند: 1٫ از نظر نحوي: روايتي كه سال ولادت حضرت را 256 هجري مي داند، شايد اين عدد ظرف براي كلمه قتل يا خرج باشد. 2٫ علامه احتمال ديگري هم داده  است كه شايد يكي از تاريخ ها به قمري و ديگري به شمسي باشد.


تقيه
از جمله علل و عوامل پيدايش تعارض در روايات وجود شرايط «تقيه» است. تقيه يكي از اصول و مباني شيعه است كه در روايات از آن فراوان ياد شده است. تقيه مخفي كردن حق و مخفي نگاه داشتن اعتقاد به حق است؛ و پرده پوشي از مخالفان؛ و اين‌كه در مقابل دشمن كاري را كه به دين يا دنياي تو ضرر مي‌رساند، انجام ندهي (مفيد،1414: 66). در برخي روايات، ائمه خود به صراحت به تقيه كردن سفارش كرده و در برخي خود علامه نظر بر تقيه داشتن موضوع روايت داشته  است.
در روايتي از كتاب غيبت نعماني امام (ع) فرمايند: …
قَالَ إِنَّا وَ اللَّهِ لَا نَعُدُّ الرَّجُلَ مِنْ شِيعَتِنَا فَقِيهاً حَتَّى يُلْحَنَ لَهُ فَيَعْرِفَ اللَّحْنَ.» (مجلسي،1421، ج21: 87).
علامه مجلسي بيان مي كند كه «حتي يلحن..»؛ يعني با رمز و ايما و تعريض از جهت تقيه و مصلحت سخن گفته شود وشيعيان ما اين نكته را مي دانند.
نمونه ديگر روايتي از كتاب كافي و ارشاد آمده است:
كا، [الكافي ] شا، [الإرشاد] عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ لَمَّا مَاتَ أَبِي وَ صَارَ الْأَمْرُ إِلَيَّ كَانَ لِأَبِي عَلَى النَّاسِ سَفَاتِجُ مِنْ مَالِ الْغَرِيمِ يَعْنِي صَاحِبَ الْأَمْرِ (ع) قَالَ الشَّيْخُ الْمُفِيدُ وَ هَذَا رَمْزٌ كَانَتِ الشِّيعَهُ تَعْرِفُهُ قَدِيماً بَيْنَهَا وَ يَكُونُ خِطَابُهَا عَلَيْهِ لِلتَّقِيَّهِ…. (همان: 223).
علامه مجلسي بيان مي كنند: «غريم» در ابتداي روايت از باب تقيه گفته شده و مقصود امام زمان (عج) است و بعد به توضيح اين لفظ مي‌پردازند كه چرا اين واژه به كار برده شده است. اين لفظ يا به معني بدهكار يا طلبكار است. اگر مقصود معني اول باشد، بايد گفت امام زمان بدهكار مردم است؛ زيرا مردم او را مي طلبند تا علوم و احكام دين را از وي بگيرند؛ ولي او روي مصالحي از جامعه غايب شده؛ پس او غريم و مديون مردم و غايب و پنهان است و اگر به معني دوم باشد، خيلي روشن است؛ زيرا اموال امام در دست مردم و به ذمه آن‌ها است و بنابراين امام طلبكار مردم است.
نمونه ديگر روايتي است كه خود ائمه در روايات ما را به تقيه امر مي كنند:
… كُونُوا كَالنَّحْلِ فِي الطَّيْرِ لَيْسَ شَيْ ءٌ مِنَ الطَّيْرِ…؛ مانند زنبور عسل ميان پرندگان باشيم؛ يعني آنچه از دين حق در دل خود داريد براي دشمنان ظاهر نگردانيد كه شما را مي كشند؛ چنان‌كه زنبور عسل آنچه در شكم دارد براي پرندگان آشكار نمي سازد كه اگر آن را آشكار سازد، او را نابود خواهند ساخت (همان: 223).


بينش تاريخي علامه
علامه تاريخ را با واقعيت گرايي و پرهيز از هر گونه مبالغه و خيال پردازي از طريق روايات بيان و در نگارش تاريخ خود سعي كرده  تا با ارائه دادن سلسله سند امكان نقد بيروني را فراهم كند كه اين خود مجالي براي نقد متن است و امكان ارزيابي و بررسي متن روايت را ايجاد مي كند. در غير اين صورت، تمام اعتماد ما بر روي شخص علامه مجلسي باقي مي ماند.
ويژگي بارز ديگر كه از نظر تاريخي حائز اهميت است اين‌كه وقتي يك واقعه را از منابع مختلف نقل مي كند، روايت هاي مختلف را كه ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند، مخلوط نمي كند؛ يعني هر واقعه و داستاني را جدا از واقعه ديگر نقل مي كند و نظر شخصي خود را در روايت ها وارد نمي كند.
ويژه بارز ديگر علامه كه ايشان را از ديگران متمايز مي گرداند، تفحص علامه و بيان احاديث از كتاب‌هاي مختلف است. علامه براي يك موضوع روايت هاي متعدد از راويان و كتاب‌هاي گونه‌گون بيان مي كند. از جمله ابزارهايي كه علامه درتاريخي نگري خود به كار مي‌برد، شواهد تاريخي، منقولات ديگران، اخبار مشهور و روايات تاريخي است كه در ذيل به دو نمونه اشاره مي‌كنيم.


شواهد تاريخي
منابع تاريخي كه محققان از آن استفاده مي كنند بر سه قسم است: منابع باستان شناسي، منابع اطلاعات كتبي، منابع اطلاعات شفاهي. مدارك باستان شناسي بسيار متنوع است (شارل، 1375: 276). منابع باستان شناسي از اسنادي استخراج مي‌شوند كه هيچ گاه در متون ثبت نشده و بعد از گذشت چند نسل تنها از طريق كاوش هاي باستان شناسي در اختيار ما قرار گرفته است (همان). منابع مكتوب مداركي هستند كه به صورت كتبي نوشته شده و منابع شفاهي اسنادى هستند كه سينه به سينه منتقل شده يا در خاطرات مردم قرار دارند و از حافظه‌ها گرفته مى‌شوند.
علامه مجلسي در روش خود به منابع باستان شناسي هم توجهي داشته اند؛ هرچند از منبع مكتوب بيان مي كنند؛ از آن جمله مي توان به الواح و صخره هايي كه درباره حضرت مهدي نوشته شده است؛ اشاره داشت:
علامه از كتاب مقتضب الاثر ابن عياش نقل مي كند كه خبر رسيده شهري از طلا يا سرب يا برنز را حضرت سليمان بنا كرده و گويند سليمان به جني‌ها دستور داد كه آن را بنا كنند و…. بر روي ديوار آن شهر اشعاري نوشته شده است به اين مضمون كه سليمان پس از بنا كردن شهر و… از دنيا مي‌رود و از اولاد هاشم بهترين مولود به وجود آيد و خداوند او را با نشانه‌هاي مخصوص در نزد مردم جهان ممتاز گرداند. آن‌ها پيشوايان دوازده گانه و حجت پروردگارند تا زمانى كه قائم آن‌ها به فرمان خداوند قيام كند و اين هنگامى است كه او را از آسمان به نام صدا زنند (مجلسي،1421، ج21: 127).
نمونه ديگر: علامه بيان مي كند كه در لوح اهرام مصر نوشته‌اي از آمدن امام زمان (عج) خبر مي دهد كه ريان بن دومغ جمله اي را بر اهرام مصر نوشته بود:
…. من صاحب همه اهرام مصر هستم…در اهرام گنج هاى زياد و عجايب بسيار هست، … روزى فرا مى رسد كه ولى پروردگار من قفل ها از اين اسرار بگشايد و عجايب كار و صنعت مرا آشكار سازد! او كسى است كه در آخر الزّمان و در اطراف خانه خدا ظاهر مى شود. و كارش بالا مى گيرد و نامش مشهور ميگردد. گروه انبوهى از مردم هنگام ظهورش كشته خواهند شد و جمعى او را اطاعت مي‌كنند.


فهم شناسي غيبت و عمر امام زمان در پرتو تاريخ
علامه در باب سيزدهم سعي كرده است غيبت امام زمان را با توجه به غيبت انبيا قابل فهم گرداند. علامه در اين باب به حديث سدير صيرفي از كتاب كمال الدين شيخ صدوق اشاره كرده است…….كه امام صادق (ع) فرمودند:
…..خداوند سه چيز را در مورد پيغمبران عملي ساخت، در خصوص قائم ما نيز عملي مي سازد: ولادتش را مانند ولادت موسي و غيبتش را چون غيبت عيسي و طول عمرش را بسان طول عمر نوح مقدر فرموده، و سپس طول عمر بنده صالح خدا، خضر پيغمبر را دليل طول عمر آن حضرت قرار داده است و بعد علل هر كدام از اين معاني را شرح مي‌دهد…….. (همان: 162 ـ 165).
علامه مجلسي در باب چهاردهم بحارالانوار به اخبار معمرين تاريخ بشر و دفع استبعاد مخالفين غيبت طولاني آن حضرت پرداخته بيش‌تر موارد را از كتاب كمال الدين و تمام النعمه شيخ صدوق عنوان كرده است. ازجمله كساني كه عنوان شده اند ابو دنياي معمر، لقمان بزرگ عاد پانصد و شصت سال و به روايتي ديگر سه هزار و پانصد سال عمر كرد. هبل بن عبدالله كنانه هفتصد سال و… . در ادامه روايتي را از اهل سنت بيان مي كند كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود: آنچه در مردم پيشين بوده طابق النعل بالنعل در اين امت نيز هست. اين‌گونه عمرهاي طولاني و غيبت هايي كه براي پيغمبران در قرون گذشته واقع شده از نظر تاريخي ثابت و صحيح است. بنابراين، منكرين براي انكار وجود قائم آل محمد و غيبت و طول عمر آن  حضرت با آن همه اخباري كه از پيغمبر و ائمه درباره او رسيده چه راهي دارند (همان: 189)؟
علامه بعد از اين همه مثال تاريخي، در برابر ايراد كساني كه به طول عمر حضرت ايراد وارد مي كنند، پاسخي عقلي هم از سيد مرتضي عنوان مي دارد. (مجلسي،1403، ج 51: 287). گفتاري هم از علامه كراجكي در اين باب وجود دارد كه تمام پيروان اديان آسماني در اين عقيده متفقند كه عمرهاي زياد و طول آن امر جايزي است؛ چنان كه تورات هم متضمن اين معني است و از اين حيث ميان يهود در گفته تورات اختلافى نيست.


نتيجه گيري
1٫ كتاب بحارالانوار علامه مجلسي هم از نظر حديثي و هم از نظر تاريخي منبعي با ارزش براي ماست. علامه با استفاده از منابع كهن،متعدد و متنوع روايي، رجالي، تفسيري، ادبي و تاريخي، حدود 1297 روايت را در 31 باب دسته بندي و به نيكويي ساختاربندي كرده است.
2٫ علامه اعتبار منابع حديثي را يكسان نمي‌داند و در مقدمه كتاب خود بحثي به عنوان توثيق المصادر دارد. در تاريخ الحجه بيش‌ترين روايت ايشان از منابعي چون الغيبه طوسي و الغيبه نعماني و اكمال الدين و اتمام النعمه و كافي است كه از اعتبار زيادي برخوردار هستند.
3٫ علامه تاريخ را با روش روايي و حديث را با سند بيان مي كند كه از نظر تاريخي كمك كننده ما در نقد بيروني است و مجالي براي نقد متن ايجاد مي كند. علامه همين‌طور زماني كه يك واقعه را از منابع مختلف ذكر مي‌كند، روايت هاي مختلف را كه ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند با هم مخلوط نمي كند و تحليل و نظر خود را بعد از روايت بيان مي كند كه اين نظريه‌هاي ايشان ذيل روايات خيلي اوقات، راهگشاي مسائل تاريخي است.
4٫ علامه مجلسي در بررسي روايات تاريخ الحجه براي رسيدن به فهم احاديث ابتدا صحت متن روايت را احراز مي كند و بعد از دريافت فهم متن با قرينه هاي گوناگون مقامي و كلامي به دنبال مراد جدي گوينده مي باشد. در واقع به فهم ظاهري متن بسنده نكرده است و به دنبال كشف مراد جدي گوينده است.
5٫ كتاب علامه منبع غني از حديث و روايت است و اولويت نگاه روايي علامه بر نگاه تاريخي واضح است. علامه به تاريخ با ديد ابزاري نگاه كرده و درواقع تاريخ در خدمت علامه است و براي اثبات باورهاي خود تاريخ را اثبات كرده است.

 

منبع: خبرگزاري پارس

[ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۱۱:۰۸ ] [ احمد سعادت ] [ نظرات (0) ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
درباره وبلاگ

هر آنچه درباره امام دوازدهم، امام زمان موعودمان بايد بدانيم. اميدوارم خداوند توفيق همراهي با امام عصرمان را به همه ما عطا كند.
آرشيو مطالب
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
آمار وبلاگ
امروز : 65
دیروز : 79
افراد آنلاین : 1
همه : 373